در پی تشدید شرایط جنگی و شنیدن صدای انفجارها، شمار افرادی که دچار اضطرابهای شدید و حملات ناگهانی ترس میشوند افزایش می یابد.
حمله پانیک یک واکنش ناگهانی و شدید اضطرابی است که معمولاً بدون خطر واقعی رخ میدهد، اما برای فرد بسیار ترسناک و آزاردهنده است.
این حمله معمولاً در چند دقیقه به اوج میرسد و با مجموعهای از علائم جسمی و روانی همراه است. فرد ممکن است تپش قلب، تعریق، لرزش، احساس خفگی، سرگیجه، تهوع یا بیحسی را تجربه کند. همزمان، افکاری مثل «الان میمیرم»، «کنترل خودم را از دست میدهم» یا «دیوانه میشوم» در ذهنش شکل میگیرد.
این تجربه آنقدر واقعی به نظر میرسد که بسیاری از افراد در اولین حمله به اورژانس مراجعه میکنند.
عامل مشخصی برای شروع حملات پانیک وجود ندارد، اما استرس شدید، تغییرات ناگهانی زندگی، مصرف کافئین زیاد، کمخوابی یا سابقه خانوادگی میتواند احتمال وقوع آن را افزایش دهد.
مغز در این حالت واکنش “خطر” را بیش از حد فعال میکند، حتی وقتی تهدیدی وجود ندارد. اگر حملات مکرر شوند، ممکن است فرد دچار «اختلال پانیک» شود و از موقعیتهایی که فکر میکند حمله ممکن است دوباره رخ دهد، اجتناب کند.
خبر خوب این است که حملات پانیک کاملاً قابل درماناند. درمان شناختیرفتاری، تکنیکهای تنفسی، اصلاح سبک زندگی و در برخی موارد دارو میتوانند شدت و تعداد حملات را بهطور چشمگیری کاهش دهند و حس کنترل را به فرد بازگردانند.
ترس، پاسخ فیزیولوژیک طبیعی بدن برای حفظ و بقای فرد است اما اضطراب، زمانی شکل میگیرد که این پاسخ در غیاب خطر واقعی فعال شود. در شرایط جنگ و انفجار، ممکن است هر دو واکنش در فرد بروز پیدا کنند.
زمانی که فرد بدون وجود عامل مشخصی، ناگهان دچار احساس شدید ترس، تپش قلب، تنگی نفس یا ترس از مرگ میشود، در واقع با حمله پانیک روبهرو است.
در چنین وضعیتی، فرد تصور میکند حمله قلبی دارد، در حالیکه این علائم مربوط به یک واکنش اضطرابی حاد است. اگر این حملات تکرار شوند و فرد بهطور مداوم نگران بروز دوبارهی آن باشد یا از موقعیتهای مشابه دوری کند، احتمال ابتلا به اختلال پانیک مطرح میشود.
علل اختلال پانیک: گاه حملات پانیک بهدنبال تجربهی تروماتیک مانند شنیدن صدای انفجار ایجاد میشود و ذهن فرد بهصورت شرطی نسبت به محرکهای مشابه واکنش نشان میدهد. در برخی موارد نیز عملکرد نامتعادل بخشهایی از مغز مانند آمیگدال و هیپوکامپ، منجر به واکنش بیش از حد به نشانههای محیطی میشود.
نحوه برخورد با این مشکل: در گام اول باید علل جسمی مانند بیماریهای قلبی یا اختلالات غدد بررسی شوند تا اطمینان حاصل شود منشاء علائم، جسمی نیست. سپس باید به فرد آموزش داده شود که این حملات خطرناک نیستند و معمولاً در چند دقیقه بهبود مییابند. بازسازی شناختی برای اصلاح افکار فاجعهانگار، آموزش تنفس دیافراگمی و تمرین آرامسازی از روشهای مؤثر در کنترل اضطراب است.
«درمانهای رواندرمانی مانند درمان شناختی–رفتاری (CBT) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) در بهبود علائم بسیار مؤثر هستند و در صورت نیاز، بنا به تشخیص روانپزشک از داروهای ضداضطراب یا مهارکنندههای بازجذب سروتونین برای کنترل علائم استفاده میشود.
در شرایط بحرانی و پرتنش، شناخت تفاوت میان ترس طبیعی و حملات هراس، اهمیت فراوانی دارد. افزایش آگاهی عمومی و بهرهمندی از خدمات سلامت روان میتواند نقشی مؤثر در پیشگیری از تشدید اضطراب و حفظ سلامت روان جامعه ایفا کند.